تبليغاتX
------((¯`''•.¸P00CH¸.•''´¯))------

------((¯`''•.¸P00CH¸.•''´¯))------

توضيحات

این وبلاک به پاس عشق و محبت دوست خوبم و با یاد او طراحی شده و مطالبش ابتدا به او و سپس به انسانهای صادق, دلداده و با احساس تقدیم می گردد.

پیوندهای روزانه

دوستای گلم

خبرنامه

کد خبرنامه

لوگو دوستان

لوگو من



كد لوگو من:

لوگو دوستان:

كد لوگو دوستان


بالا   پایین   ایست


تبلیغات

جای بنر های شما

پست شماره: 32

سليالوس: يك مسأله كوچك مانند يك ريگ است. اگر اين ريگ را خيلي نزديك چشمان خود نگه داريد همه ديد شما را به خود اختصاص مي دهد و چيز ديگري را نمي بينيد. اگر در فاصله اي معقول آنرا نگاه داريد مي توانيد آنطور كه هست آنرا ببينيد و اهميت نسبي آن را درك كنيد. اگر اين ريگ را جلوي پاي خود بياندازيد چيزي جز يك ريگ كه در مسير ابديت قرار دارد نخواهد بود.

 

لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی

جمله جالبی بود نه؟



| نوشته شده در: توسط: |

پست شماره: 31

من در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانیست که نمیرسند

                                            و

                         رسیدن سهم کسانیست که نمی دوند



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 30

در دلی، هرچند دوری از نظر

ای خوش آن روزی که باز آیی ز در

با تو ما را خوش ترین دیدار باد

هر کجا هستی خدایت یار باد.



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 29

چه دیر میفهمیم زندگی انروزهایی بود که زود سپری شدنشان را ارزو میکردیم!

| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 28

خواستنی بودن رازی ندارد. بدون اینکه در مورد دیگران قضاوت کنی به آنها نگاه کن.دنیا را همانگونه که هست ببین

 

 



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 27

آن سوی ناکامی ها خدائی هست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست...                                                     

 



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 26

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 25

روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد، در آن گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. پدر دیگر راضی شده بود به شکستن گلدان که تصادفا خیلی هم گرانقیمت بود، فکر کند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: دستت را باز کن، انگشت هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می کنم دستت بیرون می آید.
پسر گفت: "می دانم اما نمی توانم این کار را بکنم."
پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید: "چرا نمی توانی؟"
پسر گفت: "اگر این کار را بکنم سکه ای که در مشتم است، بیرون می افتد." شاید شما هم به ساده لوحی این پسر بخندید اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم ارزش چنان می چسبیم که ارزش دارایی های پرارزشمان را فراموش می کنیم و در نتیجه آنها را از دست می دهیم

(به خاطر بعضی از چیز ها خیلی از چیز ها را از دست داد)



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 24

زندگي هميشه بهار نيست. گاهي ابر خندان بر آن سايبان مرگ مي افكند و بهترين ياران را از هم جدا ميكند. عزيزان زندگي مانند شعريست كه زود بر لب بام ميرسد و پايان مي گيرد. سعي كنيد از اين زندگي كه آدميان را به بازي گرفته نهايت استفاده را ببريد.
 

| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 23

وقتی آدم همه چیزشو تو زندگی از دست میده در بهترین نقطه از عمرش قرار داره چون از اون به بعد فقط میتونه پیشرفت کنه...

| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 22

ديروز با يك دسته گل آمده بود به ديدنم،
با يك نگاه مهربون...
همون نگاهي كه سالها آرزو شو داشتم و از من دريغ مي كرد.
گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده، ولي من فقط نگاهش كردم...
وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود



| نوشته شده در: توسط:
پست شماره: 21

مینویسم از تو…. از تو ای شاد ترین …. تازه ترین نغمه عشق…

تو که سر سبز ترین منظره ای …. تو که سرشار ترین عاطفه را….

نزد تو پیدا کردم …. وتو سنگ صبورم بودی ….

در تمام لحظاتی که خدا ….شاهد غصه و اندوهم بود….

به تو می اندیشم ….و به تو میبالم ….و از تو میگیرم….هرچه انگیزه درونم دارم….

من شباهنگام آن دم که تو را نزد خودم می بینم …

بهترین آرامش….برترین خواهش و احساس نیاز….در دلم می جوشد….

روزها می گذرد…. عشق ما رو به خدایی شدن است….

رو به برتر شدن از هر حسی …. که در این عالم خاکی پیداست ….

دوستت میدارم …. از همین نقطه خاکی تا عرش ….

دوستت میدارم…..از زمین تا به خدا…..

 



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 20

ز غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...

                   ...............................................................................   

(میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی یه آدم چیه؟ وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیته فقط یه تجربه ای)                 



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 19

چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 18

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم.



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 17

من براي سالها بعد مي نويسم:

سالها بعد كه چشمانت عاشق خواهد شد...

افسوس كه قصه مادر بزرگ درست بود!

هميشه يكي بود‌‌ يكي نبود.



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 16

سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 15

غروب شد! خورشید رفت! آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت! ناگهان ستاره ای چشمک زد

آفتابگردان سرش را پایین انداخت.

                                                                                           گلها هرگز خیانت نمیکنند....



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 14

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغچه یکی دیگه ببینی بعد زیر لب با اشک بگی گل من باغچه نو مبارک...



| نوشته شده در: توسط:

پست شماره: 13

در طوفان زندگی،با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است... 

| نوشته شده در: توسط:

آخرين مطالب












برای عشقم









CopyRight © http://koheyakh64.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH